نشر خبر

آخرین عناوین

پربیننده ترین

کد مطلب: 30515
تاریخ انتشار: 1396-06-30 17:03
از همان ابتدا سلطه‌گران اجازه ندادند محصول علمی دانشگاه متناسب با شرایط ایران باشد، سعی کردند متاع علمی دست دوم به دانشگاه ما بدهند و آنجا را پایگاه انتقال ارزش‌های غربی به جامعه ایرانی قرار دهند.

به گزارش دانشجوپرس به نقل ازفارس، قاسم جعفری مدرس و عضو هیات علمی دانشگاه طی یادداشتی به موضوع سال تحصیلی جدید اشاره کرده و نوشته است: از همان ابتدا سلطه گران اجازه ندادند محصول علمی دانشگاه متناسب با شرایط ایران باشد. جنبه‌های نوآوری را در اختیار خود گرفتند و اثرگذاری را از طریق دستگاه‌های فرهنگی و امنیتی محسوس و نامحسوس مدیریت کردند. سعی کردند متاع علمی دست دوم به دانشگاه ما بدهند و آنجا را پایگاه انتقال ارزش‌های غربی به جامعه ایرانی قرار دهند.
متن این یادداشت به شرح زیر است: 
« اگر قرار است یک جشن واقعی برگزار کنیم بر خلاف خیلی موارد که بهانه‌ای بیش نیست، شور تعلیم و تعلم یک دلیل واقعی است. شتاب بیش از 13 میلیون دانش آموز، قریب به یک میلیون معلم، 4.5 میلیون دانشجو و قریب به 100 هزار استاد دانشگاه برای اجتماع در محفلی که بهترین محافل است و امام معصوم (ع) با همه ارج و قربی که عبادت دارد مذاکره علم و علما را در شب قدر افضل اعمال می‌داند رستاخیزی شور آفرین است.
علم دارای ارزش ذاتی است و عقل و نقل موید این مدعاست. قرآن کریم می‌گوید اگر خدای متعال عبد مومنش را به درجه‌ای رفعت شان داده است، برای بنده مومن عالمش، درجاتی رفیعه نهاده است (..یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ) المجادلة 11] خدای علیم همچنان که به تعلیم و تعلم و زانوی ادب زدن در برابر دانشمندان فرا می‌خواند به نافع بودن علم هم اهتمام می‌ورزد.
در قاموس دینی برخی علوم فضله محسوب می‌شوند یعنی گرچه بودش یک مزیت است اما چه بسا به بهای عمر و هزینه هایی که برای کسب آن پرداخت می شود ، نیرزد. معلم فارسی می‌گفت بچه‌ها «دبستان» یک واژه ترکیبی است؛ ( ادب + ستان ) در واقع گذشتگان صالح ما بر این باور بوده‌اند که خروجی مدرسه باید بشود انسانی محلا به ادب و فضائل انسانی.
لابد پرسش‌های پنهانی ذهن‌های ما را حک می‌کند که آیا محصول مدرسه‌های امروزین همین است؟! آیا ما معلم‌ها - فرقی ندارد مدرسه یا دانشگاه - مربا شده‌ایم که در کسوت مربی خودنمایی می‌کنیم؟ خدا خیرش دهد آن پیر دیر را که در محفل رمضانیه با استادان گفت: «استاد و معلم نقش منحصر به فرد دارد . استاد امیدوار، مثبت اندیش، دارای عزم و نیت قاطع برای خدمت، معتقد به اصالت سرزمین، مبانی دینی و انقلابی بسیار اثر گذار است . و البته عکس این هم صادق است. شما استادان باید اعمال ولایت علمی بر دانشجویان بنمایید».
اعمال ولایت علمی یعنی نفوذ معنوی و جریان طبیعی روح قوی معلم در مملکت وجود شاگرد و دانشجو (..رَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا ۗ ..) الزخرف 32] تسلط و احاطه علمی یک معلم ، شرط اساسی تکیه زدن بر کرسی معلمی و استادی است ؛ اما باید دید امثال نگارنده قبلا بر کشور وجودش چیره شده است و مراتب تزکیه و تحلیه را در حد انتظار به شاگردی نشسته است و راه‌های تباهی اعتقادی و اخلاقی بر خویشتن بسته است یا نه؟ یاد آن استاد صاحب نفس به خیر می فرمود: «از آنها نباشید که می‌گویند، احب الصالحین و لست منهم، یعنی بر حذر باش از این که در قول به ستایش نیکان نشینی و در عمل بر مرامشان نباشی». باز همان پیر حکیم می فرمود: « دانشگاه باید مرکز علم، نوآوری و اثرگذاری بر جامعه باشد.»
از همان ابتدا سلطه گران اجازه ندادند محصول علمی دانشگاه متناسب با شرایط ایران باشد. جنبه‌های نوآوری را در اختیار خود گرفتند و اثرگذاری را از طریق دستگاه های فرهنگی و امنیتی محسوس و نامحسوس مدیریت کردند. سعی کردند متاع علمی دست دوم به دانشگاه ما بدهند و آنجا را پایگاه انتقال ارزش‌های غربی به جامعه ایرانی قرار دهند. با همه اینها دانشگاه پای کار انقلاب و امام آمد . البته برخی از ماها زحمت نمی‌کشیم، از شدت کار عرق نمی ریزیم. در طی مراحل حیات خضر صفتانی را به همرهی نمی گیریم اما در وادی اوهام خود را بر عرش افتخارات نشانده ایم و با ادعاهای گزافمان گوش فلک را ناکار کرده ایم.
او می گفت: « یک استاد به دو شیوه اثرگذار است، الف: شاگرد پروری ب: نقش آفرینی در خارج دانشگاه . شما باید برای آینده پر مساله دانشجو پرورش دهید تا از حباب وابستگی بیرون بیاییم. آیا ما در حوزه تدریس خود چنین نقشه ای فردی یا جمعی تدوین کرده ایم یا در یک روز مرگی دچار گذران زندگی باری به هر جهت شده ایم؟ طرح این سوالات هرگز به معنای نادیده گرفتن شان و تلاش سکانداران عرصه علم نیست اما فاصله وضع موجود تا حال مطلوب را هم باید به دیده اعتبار نگریست. البته در خصوص مدرسه انکار نکنیم که متون درسی دشوارند و حجیم. والدین با راه حل ها و فرمول های مورد نظر کتاب‌های تدوین شده نا آشنایند و بسیاری معلمان این عارضه را مثبت می انگارند.
موسسات آموزشی خارج از مدرسه و مولفین کتب کمک درسی بر توجیه این مطلب دامن می زنند. حافظه محوری یکی از بلایای خانه کرده در کالبد آموزش کشور است. چالش های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از فرایند جذب معلم تا توزیع ناعادلانه امکانات و نیرو بر فرایند مدیریت و آموزش سایه افکنده است. مدیران و وزیران به نوبت می آیند نغمه های خود ساز می کنند و افسوس که در بس تری می نوازند که چون می روند چنان خرمی در آن نغمات نبوده است که مردم به یاد بسپارند.
البته محیط ناسازگار نغمه های خوش مدیریتی و محتوایی را هم اگر بوده است برنمی تابد. راستش را بگویم از بیان یک واقعیت همه هراسانیم یعنی بخش عظیمی از استادان و معلمان ما شاید کمتر از بازاری و صنعتگر برای به روز شدن دانش و تحول در روش آموزش دهی وقت می گذارند اما کسی جرات گفتنش با صراحت را ندارد چون مدعی زیاد است و متهم به توهین و غیره خواهد شد. رای برای یک مجلسی ، حفظ شرایط و نوعی محبوبیت برای یک وزیر، ژست حاکمیتی برای مدیران خاص برخی از همین ملاحظات است.
اواخر شهریور یکی از سالها که رییس دانشگاه بودم به مجمع حدود دویست نفره مدیران مدارس یک منطقه دعوت شدم؛ در ابتدا متواضعانه پرسیدم در این سه چهار ماه چند نفر گاهی مطالعه داشته اند، تنها 3 یا 4 نفر دست برداشتند و نه بیشتر، یکی دیوید کاپرفیلد به انگلیسی خوانده بود یکی جلد یک رمان کلیدر و یکی کتاب معاد حاج محسن قرائتی. آن روز پیشنهاد دادم ای کاش! عزیزان معلم دست به قلم می بردند و لااقل به ازای هر سال سابقه تدریس یک یا چند خاطره پیش آمده در مدرسه را می نوشتند. البته که این دست به قلم شدن برکت ها داشت و به سایر ساحت های مطالعه نیز قد می کشید.
نمی گویم اهل درس و قلم در این قشر کمند اما آنان که با قلم دچار متارکه عاطفی اند نیز پر شمارند. من می پذیرم که وضع نامناسب معیشت و احساس تبعیض و یا وقوع آن عاملی اثرگذار بر این مقوله است لیک اسب براق معلمی را که مرکب عشق است و شور و سوز درون ، نباید با کاستی هایی اینچنین لگام زد و سوارانش را به مقصد نارسیده وانهاد . معلم چون انبیاء انسان ها را به امانت می گیرد. آدم می پرورد و بر جام جانشان ادب می ریزد . در کتاب لذات فلسفه جمله جالبی دیدم که روم را سربازان و جنگاوران مسلح شکست ندادند بلکه مادران آلمانی با زاد و ولد فراوان و فرزند پروری خویش مغلوب ساختند. از سویی معروف است که گفته شد اگر می خواهید کشوری را در اختیار خود بگیرید باید برای تسلط بر آموزش و پرورش آن کشور همت بگمارید.
کاش همچون تجربه مجلس هفتم یک بار 5 یا 7 میلیارد دلار برای نوسازی و بهسازی و تجهیز و هوشمند سازی و ترمیم نگاه فرهنگی حدود یک صد و ده هزار واحد آموزشی مصوب گردد . کاش برنامه اقدام دقیق سند تحول طراحی و اجرا گردد و قدمی اساسی برای تامین حقوق و مزایا برداشته شود تا دیگر معلم عزیز حرف از مضیقه معاش بر زبان نراند و کاش ..
در هر صورت اول مهر فرصت مغتنم و گاه دانش و اندیشه است خوب است هر کسی به مقتضای مکنت - به کسر میم- و مکنت- به ضم میم- خویش تلاش کند تا بر وظایف خود وقوف یابد و عمل کند.
شهروند به گونه‌ای، دانش آموز و دانشجو و و معلم و استاد به گونه‌ای و مدیران و مسوولان سطوح مختلف در خور امکانات و توقعات از هر کدام به گونه‌ای باید پا در میدان نهند و کارها را درست به پیش برند. در هر دو بخش اسناد خوبی تهیه شده است.  «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش »، « نقشه جامع علمی کشور»، «سند چشم اندتز 1403 »، « سند اسلامی کردن دانشگاه‌ها »، سیاست‌های کلان اجرای ابلاغی در هر مورد و ...که امیدواریم در اجرای آن همه اهتمام کنیم و سرنوشت ملت و آینده فرزندان خود را به ساخته و پرداخته دیگران همچون سند 2030 گره نزنیم.»
انتهای پیام/

نظر شما