نشر خبر

آخرین عناوین

پربیننده ترین

کد مطلب: 30627  |  
تاریخ انتشار : 1396-07-19 11:48
آیت الله سید علیرضا عبادی، نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند شب گذشته با حضور در منزل مادر شهید هادی ترابی از نزدیک با خانواده این شهید دیدار کرد.

به گزارش دانشجو پرس به نقل از شبستان، آیت الله سید علیرضا عبادی، نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی و امام جمعه بیرجند شب گذشته با حضور در منزل مادر شهید هادی ترابی از نزدیک با خانواده این شهید دیدار کرد.
 
پدر شهید هادی ترابی که سالها در ایام اربعین در موکب های کاظیمن خدمت می کرده است، امسال هم برای سفر به عراق و خدمت در موکب شهر کاظمین مقدمات کار خود را انجام  می دهد اما متاسفانه در شب عید قربان دعوت حق  را لبیک می گوید و از دنیا می رود.
 
برادر شهید ترابی می گوید: پدر عاشق خدمت به زائران امام حسین(علیه السلام) در ایام اربعین بود به همین دلیل او هر سال در موکب های انجا خدمت می کرد، امسال نیر همین چند روز قبل کارت ایشون که مسئول یکی از موکب ها قرار بود باشند صادر شده اما خودشان دیگر نیستند.
 
مادر شهید که با تواضع خاصی در کنار فرزندش نشسته و عکس شهید هادی را در کنار خود گذاشته است، از فررندش می خواهد که چند خاطره از شهید را برای آیت الله عبادی بگوید که مهدی برادر شهید هادی ترابی به خاطره ای از زلزله بم اشاره می کند که چگونه هادی آن زمان با دلسوزی و غیرت برای کمک به زلزله زدگان راهی بم شد.
 
هادی هر دفعه که از ماموریت برمی گشته است، می گفت که فلان دوستم که هم رده ما بود در عملیات شهید شد، دفعه آخری که آمد انگار خودش از قبلا می دانست که قرار است شهید شود، حال و هوای خاصی داشت، این را برادر شهید گفت.
 
حرف های مهدی به پایان می رسد که مادر شهید به بیان بخشی از خصوصیات فرزندش می پردازد و می گوید: هادی خیلی با معرفت، با ایمان و با غیرت بود، او نمازش را اول وقت می خواند و نسبت به خواهران خود غیرت داشت و اجازه نمی داد چشم نامحرم به خواهرانش بیفتد.
 
مهدی از همان دوران راهنمایی آروزی شهادت داشت و همیشه می گفته است که برای آرزویش دعا کنند که شهادت قسمت او هم شود، از همان دوران کودکی بردباری و آرامش، متانت و خوش اخلاقی، محبت و صداقت و خوش سیمايی اوزبانزد خاص و عام بود.
 
قیمت انسان در جوانی بالاتراست
بعد از صحبت های مادر و برادر شهید آیت الله عبادی به اهمیت و اجر شهادت در جوابی اشاره کرد و گفت: همان طور که یک جنس سالم و نو در نزد ما قیمت بیشتری نسبت به کهنه آن دارد، انسان هم در نزد خداوند همین طور است، کسی که در جوانی که تمام بدن او سالم است نزد در راه خدا به شهادت می رسد مشتری و خریدار بیشتری نزد خداوند دارد تا اینکه بخواهد به مرگ طبیعی در پیری از دنیا برود.
 
وی گفت: شهدا چون به مقام بالایی در نزد خداوند رسیدند برخی هاشان از زمان شهادت خود باخبر بودند؛ ماها چون زمینی هستیم درک حالت آسمانی برای ما مشکل است.
 
شهید هادی ترابی فرزند محمدعلی در اول فروردین 59 در روستای آسیابان از توابع شهرستان درمیان در خانواده ای متدين و انقلابی چشم به جهان گشود. تبلور عشق به اهل بیت علیهم السلام در اين خانواده می طلبیدکه نام او را هادی بگذارند.
 
 شهید هادی ترابی تحصیلات ابتدايی را در دبستان شهید حسن زاده آسیابان همچنین دوره راهنمايی را در مدرسه توحید زادگاهش گذراند و سپس برای ادامه تحصیل دوره متوسطه راهی شهرستان بیرجند شد. اين شهید تحصیلاتش را تا پاياندوره متوسطه در رشته علوم تجربی به پايان رسانید.
 
 او در اولین دوره پذيرش نیرو در قرارگاه مرصاد نیروی انتظامی درسال1379ثبت نام نمود و دوره آموزشی را در پادگان محمد رسول ا...(ص) بیرجند با درجه گروهباندومی بهاتمام رساند. پس از پايان دوره آموزش به منطقه محروم (جکی گور) در سیستان و بلوچستان جهت خدمت به محرومین رفت.
 
پس از سه سال خدمت صادقانه سرانجام در تاريخ3 خرداد سال 83 مجاهدت خالصانه در عملیات مقابله با گروه ضد انقلاب فرقان در ارتفاعات کوه سفیدمنطقه عمومی سراوان استان سیستان و بلوچستان به فیض شهادت نائل گرديد.
 
در بخشی از وصبت نامه شهید آمده است؛ «پدر و مادر عزيزم: من ديگر سرباز امام زمان(عج) هستم، اگر شهید شدم اصلا برايم گريه نکنید چون شهادت فوز عظیمی است که خداوند بر بندگان صالح خويش عرضه می دارد.»
 
بعد از صرف چایی و شیرینی که خانواده شهید زحمت آن را کشیدند، خداحافظی می کنیم و برای دیدار با شهید دیگری راهی یکی دیگر از محله های شهر می شویم، مقصد منزل شهید سبزبان از شهدای نیروی انتظامی است، خانه ای نسبتا قدیمی و ساده که پدر و مادر شهید در آن زندگی می کنند، البته مادر شهید چند سالی است که بدلیل بیماری در بستر افتاده است و نمی تواند کاری بکند، زنگ منزل را که می زنند پدر شهید به استقبال می آید.
 
آیت الله عبادی به همراه فرمانده نیروی انتظامی استان، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران و چند تن دیگر از همراهان وارد می شوند، پدر شهید بعد از خوشامدگویی به مهمانان می گوید: ببخشید که همسرم چند سال است در بستر بیماری افتاده و در حال حاضر هیچ حرکتی ندارد، فرزندانم به کمک من از ایشان مراقبت می کنیم.
 
آیت الله عبادی خطاب به پدر شهید می گوید: «اینها آزمایش های الهی است و افرادی که در خانواده های اصیل به دنیا می آیند مانند فرزندان شما؛ تا آخرین لحظه از پدر و مادر خود مراقبت می کنند که این خیلی با ارزش است، متاسفانه امروزه می بینیم که برخی فرهنگ های غلط بیگانه به داخل کشور نفوذ کرده و برخی ها کودکان خود را برای تربیت به مهد می فرستند و سالمندان را به خانه سالمندان که این درست نیست.
 
جهاد در راه خدا یک نوعش همین است، کسی که زحمت همسر خود را متحمل می شود مانند کسی است که در راه خدا شمشیر می زند، فرهنگ اصیل و اخلاق اسلامی همین را می گوید.»
 
پدر شهید که بسیار خوش برخورد و با اخلاق است، با خنده می گوید: «حاج آقا من 77 سال سن دارم و تا حالا به پزشک مراجعه نکردم؛ اما به جای من همسرم زیاد رفتند.» که این جمله خنده حضار را در بردارد.
 
شهید مهرداد سبزبان در سال 48 در بیرجند متولد شد و تا سوم راهنمایی در بیرجند تحصیل می کرد، برای ادامه تحصیل به زاهدان رفت و موفق به اخذ مدرک تحصیلی دیپلم در رشته الکترونیک شد، او برای خدمت سربازی به نیروی انتظامی رفت و در مبارزه با سوداگران مرگ در ششم شهریور 70 به شهادت رسید.
 
 در پایان دیدار آیت الله عبادی با دادن یک قرآن به پدر شهید از ایشان قدردانی می کند.

نظر شما